خانه / سکوت

سکوت

به گناهم دچار خواهى شد

حق ندارم به او نگاه کنم
حق ندارم به فکر او باشم
آرزویم به باد رفته که هیچ؛
حق ندارم که آرزو باشم

باغ بودم کویر لوت شدم
خانه ی تار عنکبوت شدم
شاعر عاشقانه ها بودم
واژه واژه پر از سکوت شدم

دوستم داری و نمی دانم
دوستت دارم و نمیدانی
عکس های تورا نمی بینم
شعرهای مرا نمیخوانی

به کجا مى بریم بى انصاف؟
من که در بین راه مى میرم
تو که یک دل شکستى اما من
به کدامین گناه مى میرم؟

سرزنش مى کنى مرا اما
به گناهم دچار خواهى شد
عشق وقتى تنیده شد به تنت
سخت بى اختیار خواهى شد

#سید_تقی_سیدی

ادامه مطلب »

موجودِ ناشناخته ی مرموز

همه جا ساکت و خلوت بود.
جز آوازِ یکنواختِ جیرجیرکها صدایی شنیده نمیشد.
نورِ رنگ پریده ماه قسمتی از لبه ی بام و دیوارِ خانه ها و سطحِ خاکفرشِ کوچه را روشن کرده بود
اما هر کنج و زاویه ای همچنان در تاریکی مرموزی مانده بود.
درِ همه ی خانه ها بسته بود و پنجره ی تعدادی از آنها که رو به کوچه باز میشد، یا در سیاهی کوری فرو رفته بود؛
و یا از بعضیشان نورِ زردِ ضعیفِ خواب آلوده ای به بیرون میتابید.
 
حبیب نهیب زد: صبر کن. چرا اینقدر تند میروی؟
اما او جواب نداد؛ پشتِ سرش را نگاه نکرد، و حتی به سرعتِ قدمهایش افزود.
این رفتار باعث شد تا حبیب بیشتر دچار شک و تردید بشود
چون مسعود همیشه گوش به فرمان بود و هرگز از دستورهایش سرپیچی نمیکرد.
از خودش پرسید: نکند راست راستی ...
اما هنوز یقین نداشت. غرورش هم اجازه نمیداد این سؤال را به زبان بیاورد. پس ناچار ساکت ماند.
 
همانطور که لحظه به لحظه قدمهای تندتر و بلندتری بر میداشت، به فکر فرو رفت.
صدای پاهایشان روی خاکفرشِ کوچه زود خفه میشد.
شتابان از مقابل خانه های کوتاه و بلندِ خاموش می گذشتند و همراهشان، سایه ی کمرنگ، باریک، دراز و شکسته ی قامتشان روی دیوارها کشیده میشد
و گاه برای لحظه ای در شکافِ دیواری، کنجِ درگاهی، و یا در خمِ پس کوچه ای گم میشد و بی درنگ پیدا میشد.
سایه روشن ها، همراهِ سکوت و خلوتی کوچه، فضای وهمناکی را به وجود آورده بود؛
بقدری که حبیب خیال میکرد در هر زاویه و در هر نقطه ی تاریک، موجودِ ناشناخته ی مرموزی پنهان شده
و نفس در سینه حبس کرده،
آماده است تا به اشاره ای موهوم یکباره از کمینگاه اش بیرون بپرد.


#اسماعیل_زرعی
#پهلوان_حبیب از کتاب #افسانه_های_عامیانه
دانلود کتاب از اینجا: [دانلود]

توضیحاتی در مورد داستان: ماجرا به سالیان دوری برمی گردد که مردم به موجوداتی اعتقاد داشتند به نام "مرد آزما"! این موجودات که به تصور مردم گروهی از جنیان بودند، نیمه های شب با ظاهر دیگری به در خانه افراد نیرومند رفته و با هر نیرنگ و ترفندی آنها را از خانه بیرون می کشاندند و به جای تاریک و خلوتی میبردند. قهرمان داستان ما، پهلوان حبیب، یکی از نامدارترین مردمان زمان خود بود. هم در تنومندی و زور بازو و هم در اخلاق و منش. او در حجره خود به همراه شاگردش مسعود، به نمد مالی مشغول است. مسعود که نوجوانی لاغر اندام است، مسئول نگهداری از مادر پیر و مریض خود شده و پهلوان حبیب که این موضوع را می داند، کاملا هوای شاگردش را دارد.

  • پی نوشت: در زمانهای دور، وقتی که نه تلویزیونی بود و نه گوشی تلفنی، مردم توی شبای چله و شب نشینی هاشون، برای هم داستان یا به اصطلاح، "متل" تعریف میکردن. اکثر این داستان ها ترسناک بودن. چرا که آدما رو میخکوب و محو صحبت های قصه گو میکرد. بخصوص اینکه اون موقع لامپ هم نبوده و در نور فانوس و شمع این داستان ها نقل میشد، بر ترسناکی اونها اضافه میکرد. البته اینها همه داستان هستن. این کتاب رو یکی از نویسنده های همشهری خودم، از بزرگان پرسیده و با زبان توصیفی خودش، به رشته تحریر درآورده. و الحق که در توصیف صحنه ها سنگ تمام گذاشته. این مجموعه به اسم افسانه های عامیانه به چاپ رسیده که شامل چندین داستان هست. البته بهترین داستان پهلوان حبیبه. توصیف صحنه ها به سادگی در ذهن صورت میگیره و خواننده فقط کافیه در سکوت این کتاب رو بخونه. 

ادامه مطلب »

بهانه بود همیشه شکسته بالیِ من

هوای عشق رسیده است تا حوالیِ من
اگر دوباره ببارد به خشک سالیِ من

مگر که خواب و خیالی بنوشدم ورنه
که آب می خورد از کاسه یِ سفالیِ من؟

همیشه منظرم از دور دیدنی تر بود
خود اعتراف کنم بوریاست قالیِ من

مرا مثال به چیزی که نیستم زده اند
خوشا به من؟ نه! خوشا بر منِ مثالیِ من

به هوش باش که در خویشتن گم ات نکند
هزار کوچه یِ این شهرکِ خیالیِ من

اگرچه بود و نبودم یکی ست، باز مباد
تو را عذاب دهد گاه جایِ خالیِ من

هوای بی تو پریدن نداشتم، آری
بهانه بود همیشه شکسته بالیِ من

تو هم سکوت مرا پاسخی نخواهی داشت
چه بی جواب سؤالی ست بی سؤالیِ من!

#محمد_علی_بهمنی

ادامه مطلب »

نه اینکه حرفی نباشد، هست!

نه اینکه حرفی نباشد
هست!
خیلی هم هست ...
اما عاشق ها می دانند؛
"دلتنگی" به استخوان که برسد؛ میشود سکوت!

#مصطفی_غلامی

ادامه مطلب »

از بس شلوغ بود خیابان، دلم گرفت

هم در هوای ابری آبان دلم گرفت
هم در سکوت سرد زمستان دلم گرفت

هرجا که عاشقی به مراد دلش رسید
هرجا گرفت نم نم باران دلم گرفت

هرجا که خنده بر لب معشوقه ای نشست
یا اینکه کرد زلف پریشان، دلم گرفت

بیرون زدم ز خانه که حالم عوض شود
از بس شلوغ بود خیابان دلم گرفت

امروز جمعه نیست، ولی با نبودنت
مانند عصر جمعه ی تهران دلم گرفت

#مجید_ترکابادی

ادامه مطلب »

توصیه به معلمان و بخش نهایی

هدف مدرسه باید آماده کردن کودکان برای ادامه زندگی باشد ، اما در بیشتر مواقع چیزی که کودکان باید برای آن آمادگی پیدا کنند ، نجات یافتن از روزشان در خودِ مدرسه است.


چه نوع محیطی در مدرسه می تواند بهترین کاربرد را برای کودکانی همچون مایا داشته باشد؟

ابتدا چند نکته برای معلمان :


به درونگرایی به چشم یک بیماری نگاه نکنید که باید مداوا شود . اگر کودکی درونگرا در مهارت های اجتماعی به کمک نیاز دارد ، به او بیاموزید یا کلاس های آموزشی بیرون از مدرسه را معرفی کنید ، درست همان کاری که برای دانش آموزی انجام می دهید که در ریاضی خواندن به توجه بیشتری نیاز دارد. اما از شخصیتی که این کودکان دارند ، قدردانی کنید. 

مطالعات نشان می دهد که یک سوم تا نیمی از ما درونگرا هستیم. این بدین معناست که در کلاس های درس ، بیش از آن تعداد که فکر کنید ، کودک درونگرا وجود دارد. بعضی از درونگرایان حتی در سنین پایین به تقلید رفتارهای برونگرایان عادت می کنند و این مسئله باعث میشود پیدا کردنشان دشوار گردد. روش های آموزش را طوری متعادل کنید که برای تمام کودکان کلاس ، کار آمد باشد.

برون گرایان معمول حرکت ، انگیزش و کارهای مشترک را دوست دارند. درونگرایان ، درس ، زمان استراحت و پروژه های انفرادی را ترجیح می دهند. این مقوله ها را منصفانه ترکیب کنید.

درون گرایان معمولا یک یا دو دلبستگی شدید دارند که لزوما در همسالانشان مشترک نیست. آنان گاهی تحت تاثیر این علاقه ها حس عجیبی پیدا می کنند ، در حالی که درواقع مطالعات نشان می دهد این نوع تنش ، پیش نیازی برای رشد استعداد آنهاست. این کودکان را به سبب علاقه هایشان تحسین کنید ، آنان را ترغیب و کمک کنید تا دوستانی هم فکر را ، حتی بیرون از کلاس پیدا کنند.


برخی کارهای گروهی برای درونگرایان مناسب و حتی سودبخش است . اما این کارها باید در گروه های کوچک صورت پذیرند_ دو یا سه نفری_ و با دقت سازمان یابندتا هر کودکی نقش خودش را بداند.


در بسیاری از رشته ها ، رسیدن به مرحله چیره دستی ، بدون دانستن این که چگونه روی خودمان کار کنیم ، ممکن نیست. دانش آموزان برونگرا را وادار کنید کمی همانند همسالان درونگرایشان عمل کنند. به همه کودکان یاد بدهید که به صورت انفرادی کار کنند.


جیمز مک کراسکی ، استاد ارتباطات ، می گوید : « کودکان ساکت را در قسمت های پرانفعال کلاس ننشانید. آنان در آن قسمت ها بیشتر حرف نمی زنند ؛ بلکه احساس تهدید بیشتری به آنان دست می دهد و در تمرکز کردن مشکل خواهند داشت. مشارکت کودکان درونگرا را در کلاس تسهیل کنید ، اما به این کار اصرار نداشته باشید.» مک کراسکی می نویسد : «اجبار کردن نوجوانان بیمناک به حرف زدن ، زیان بخش است. این کار باعث افزایش تشویش و کاهش اعتماد به نفس در آنان می شود. »

صفحه 432-434


عشق ، ضروری است ؛ معاشرتی بودن اختیاری . نزدیک ترین و عزیزترین کسان خود را گرامی بدارید. با همکارانی که دوستشان دارید و برایشان احترام قائلید کار کنید. در میان آشنایان جدید به دنبال کسانی بگردید که شاید در طبقه بندی های پیشین جای بگیرند ، یا از همنشینی با آنان لذت می برید. از معاشرت با دیگران نگرانی به دل راه ندهید. داشتن ارتباط ، همه را شادتر می کند ، که شامل درونگرایان نیز می شود ، اما کیفیت را بیش از کمیت در نظر بگیرید.

راز زندگی این است که خودتان را در روشنایی مناسب قرار دهید. این روشنایی برای بعضی ها نورافکن تئاتر برادوی است ؛ برای دیگران ، میزی که با لامپ روشن شده باشد. از قدرت های طبیعی تان _ استقامت ، تمرکز ، درون بینی و حساسیت_ برای انجام دادن کاری که دوستش دارید و کاری که اهمیت دارد استفاده کنید. مشکلات را حل کنید ، هنر به خرج دهید ، عمیق فکر کنید.

صفحه  447


سکوت / سوزان کین

ادامه مطلب »

دانلود آهنگ جدید محمد رحیم پور به نام سکوت

دانلود آهنگ جدید و بسیار زیبای محمد رحیم پور به نام سکوت Download New Music by Mohammad Rahimpoor called Sokout دانلود آهنگ سکوت با دو کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه پخش آنلاین و متن آهنگ سکوت محمد رحیم پور دانلود آهنگ و متن در ادامه مطلب… دانلود آهنگ جدید محمد رحیم پور به نام […]

نوشته دانلود آهنگ جدید محمد رحیم پور به نام سکوت اولین بار در دانلود رایگان موزیک | دانلود آهنگ جدید پدیدار شد.

ادامه مطلب »

مسلمان باشیم!!!



بیانات مهم رهبر انقلاب اسلامی درباره فاجعه میانمار:

     این مسأله‌ی حقیقتاً فاجعه‌آمیز میانمار حقیقتاً یک حادثه‌ی کم‌نظیر است. جلوی چشم کشورهای اسلامی، دولت های اسلامی، جلوی چشم یک میلیارد و نیم مسلمان، جلوی چشم مجامع جهانیِ مدعی و دولتهای ریاکارِ دروغگویِ مدعیِ حقوق بشر، یک دولت بی رحمی جمع مردم بی‌پناه را می‌کشند، آتش می‌زنند، خانه‌هایشان را ویران می‌کنند، بیرون می‌کنند. حقیقتاً حادثه‌ی عجیبی است این و هیچ عکس‌العملِ به معنای واقعی کلمه هم مشاهده نمی‌شود.

     راه چاره این است که دولت های مسلمان عملاً وارد بشوند. نمی‌گوییم لشگرکشی کنند به آنجا، اما فشار سیاسی بیاورند، فشار اقتصادی بیاورند.... در مجامع جهانی علیه آنها فریاد بکشند.

     جمهوری اسلامی این افتخار را برای خودش باید حفظ کند که علناً، صریحاً علیه ظلم حرف بزند، چه این ظلم در مناطق اشغال‌شده‌ی به وسیله‌ی صهیونیست ها باشد، چه در کشور یمن و بمباران مردم یمن باشد، چه در بحرین باشد، چه در هر نقطه‌ی دیگری و چه در میانمار. باید نسبت به اینها جمهوری اسلامی موضع شجاعانه و صریح خودش را اتخاذ کند.

      تقلیل فاجعه میانمار به یک درگیری مذهبی بین مسلمانان و بودایی‌ها درست نیست. البته ممکن است در این حادثه تعصب مذهبی تأثیر داشته باشد اما این قضیه، یک قضیه سیاسی است، زیرا مجری آن، دولت میانمار است و در رأس آن دولت نیز زنی بی‌رحم قرار دارد که برنده جایزه صلح نوبل بوده و با این اتفاقات، در واقع، مرگ جایزه صلح نوبل رقم خورد.

رهبر معظم انقلاب

۹۶/۶/۲۱



ادامه مطلب »