کاملترین رمز های تقلب GTA V

GTA V

رمز gta v


رمز های تقلب نسخه ی PC بازی Gta v

ادامه مطلب »

بازی زولا – مهیج ترین بازی آنلاین ایرانی

بازی زولا – مهیج ترین بازی آنلاین ایرانی

بازی زولا – مهیج ترین بازی آنلاین ایرانی

این روزها خبر از یک بازی جدید در دنیای اینترنت به نام بازی زولا پیچیده است. پیش بینی می شود به زودی این بازی پر هیجان، همان مسیری را طی کند که بازی کلش آف کلنز در سال های اخیر طی کرده بود. این بازی از بازی های پرطرفداری نظیر کانتراسرایک و ندای وظیفه الهام گرفته شده است و به صورت شوتر اول شخص می باشد. در این بازی شما می توانید به صورت انلاین با دیگر دوستان یک تیم تشکیل داده و بسته به نوع رقابتی که برگزیده اید به بازی با رقیبانتان بپردازید. بازی زولا هم اکنون به صورت رایگان قابل دانلود می باشد که در ادامه لینک دانلود آن برای علاقه مندان قرار داده شده است.

بازی آنلاین زولا

همان طور که اشاره شد، بازی آنلاین زولا، یک بازی شوتر اول شخص می باشد که در آن از بازی هایی نظیر کانتر یا ندای وظیفه الهام گرفته شده است. این بازی توسط استدیو بازی سازی سورنا و مد بایت گیمز طراحی شده است که دارای مودها و مراحل بسیار متنوعی می باشد. از مهمترین مزیت های این بازی نسبت به هم رده هایش می توان توانایی استفاده از مجموعه بسیار متنوعی از سلاح ها و امکان شخصی سازی آن ها می باشد. به عنوان نمونه می توان انواع سلاح ها را انتخاب نمود و سپس رنگ هر سلاح و یا تجهیزات به کار رفته در آن را تغییر داد.

بازی زولا

بازی شوتر اول شخص زولا

سخت افزار مورد نیاز بازی زولا

بازی زولا ، برای نصب نیاز به سخت افزار آنچنانی ندارد و تنها با یک کامپیوتر معمولی نیز روی ویندوز 7 به بالا قابل اجرا است. برای این بازی مهیج فقط نیاز به یک اتصال اینترنت دارید که طبق گفته طراحان بازی، همان اتصال اینترنت هم نیاز به سرعت بالایی نخواهد داشت. این بازی طوری طراحی شده است که بتواند با کمترین سرعت اینترنت هم سازگاری کامل داشته باشد. همچنین از آنجا که دیتاسنتر های بازی در سراسر کشور پخش شده اند این بازی برای اجرا هیچگونه تاخیری نداشته و با سرعت قابل قبولی اجرا می گردد. در ضمن شایان ذکر است که بازی زولا بصورت رایگان قابل نصب بوده و تنها برای ارتقای اسلحه ها نیاز به دریافت سکه از طریق پرداخت درون برنامه ای می باشد.

بازی زولا

انتخاب کاراکترهای مختلف در حین بازی

هدف بازی زولا

در این بازی شما می توانید در قالب دو تیم گروه ضربت و گروه تبهکاران به ایفای نقش بپردازید. کافی است یکی از کاراکترهای بازی را انتخاب کرده و به تیم مورد علاقه خود بپیوندید. سپس می توانید به صورت تصادفی وارد یک تیم شده و یا تیم محبوب خود را با دوستانتان بسازید و از آن پس با دیگر تیم ها به رقابت بپردازید. این بازی بطور کانلا آنلاین اجرا می گردد و به همین دلیل می تواند لحظات هیجان انگیزی را در طول بازی برای شما رقم بزند.

گرافیک بازی زولا نیز در حد قابل قبولی می باشد. البته به سبب خاصیت آنلاین بودن بازی و همچنین کم حجم شدن و اجرای روان آن روی انواع سیستم ها، نمی توان از آن یک گرافیک فوق العاده را انتظار داشت. اما گرافیک بازی در حد قابل قبولی بوده و از این لحاظ می تواند بسیار هیجان انگیز باشد.

بازی زولا

توانایی شخصی سازی اسلحه ها در بازی زولا

دانلود بازی آنلاین زولا

علاقه مندان به بازی زولا می توانند از طریق لینک زیر مستقیما به سایت سازنده بازی متصل شده و اقدام به نصب بازی و اجرای آن گردند.

نصب و ثبت نام رایگان در بازی

ادامه مطلب »

اذان استاد سبز علی

اذان بسیار زیبا و گوش نواز استاد محمد حسین سبز علی

اذانی حرفه ای و مسابقاتی در مقام رست

کمتر از 1 مگا بایت

ادامه مطلب »

فراز تلاوت سوره لقمان اکبر القراء

از تلاوت های دلنشین اکبر القراء

سوره لقمان

اولی-آیه 15

مقام:اوج بیات(اوج شوری)



دومی-آیه 17

مقام:اوج صبا+گوشه ای از عجم


ادامه مطلب »

اهل بیت

روزی پیامبر اکرم به خانه حضرت زهرا آمدند . حضرت علی و حسنین (صلوات الله علیهم اجمعین) هم در خانه حضور داشتند .

پیامبر خطاب به اهل بیت خود فرمودند :

(چه میوه ای از میوه های بهشتی میل دارید؟به من بگوئید تا به جبرائیل بگویم از بهشت برایتان بیاورد.)

امام حسین که در آن روزگار در سنین کودکی بودند از بقیه اهل خانواده سبقت گرفتند. رفتند در دامن رسول خدا نشستند و عرضه داشتند :

(پدر جان به جبرائیل بگوئید از خرماهای بهشتی برای ما بیاورد .)

و حضرت رسول اکرم هم به خواسته حسین خود جامه عمل پوشانیدند و به جبرائیل دستور دادند یک طبق از خرماهای بهشتی برای اهل بیت بیاورد.

مدتی نگذشت که جبرائیل یک طبق خرمای بهشتی را آورده و در حجره حضرت زهرا (سلام الله علیها) گذاشت.

پیامبر خطاب به دختر خود فرمودند :(فاطمه جان یک طبق خرمای بهشتی در حجره تو نهاده شده است ، آنرا نزد من بیاور .)

حضرت زهرا آن طبق را آوردند و نزد پدر گذاشتند. پیامبر خرمای اول از درون ظرف برداشتند و در دهان سرور جوانان اهل بهشت امام حسین نهادند و فرمودند:« حسین جان نوش جانت ، گوارای وجودت.» سپس خرمای دوم را از درون ظرف برداشتند و در دهان دیگر سرور جوانان اهل بهشت امام حسن نهادند و باز فرمودند:«حسن جان نوش جانت،گوارای وجودت.» خرمای سوم را در دهان جگر گوشه خود حضرت زهرا نهادند و همان جمله را هم خطاب به ایشان بیان کردند.

خرمای چهارم را هم در دهان حضرت علی نهادند و فرمودند:« علی جان نوش جانت‌،گوارای وجودت.» خرمای پنجم را از درون ظرف برداشتند و باز دوباره در دهان مبارک حضرت علی نهادند و همان جمله را تکرار نمودند .

خرمای ششم را برداشتند، ایستادند و باز در دهان مبارک حضرت علی گذاشتند و باز همان جمله را تکرار کردند.

در این هنگام حضرت زهرا فرمودند:(پدر جان به هر کدام از ما یک خرما دادید اما به علی سه خرما و در مرتبه سوم هم ایستادید و خرما در دهان علی گذاشتید . چرا بین ما اینگونه رفتار کردید؟)

رسول اکرم خطاب به دختر خود فرمودند:(فاطمه جان وقتی خرما در دهان حسین نهادم ، دیدم و شنیدم که جبرائیل و مکائیل از روی عرش ندا بر آورده اند که : «حسین جان نوش جانت ، گوارای وجودت.» من هم به تبع آنها این جمله را تکرار کردم وقتی خرما در دهان حسن نهادم باز جبرائیل و میکائیل همان جمله را تکرار کردند و من هم به تبع آنها آن جمله را گفتم که:«حسن جان نوش جانت،گوارای وجودت.»

فاطمه جان وقتی خرما در دهان تو نهادم دیدم حوری های بهشتی سر از غرفه ها در آورده اند،می گویند:« فاطمه جان نوش جانت ، گوارای وجودت. » من هم به پیروی از آنها این جمله را تکرار کردم.اما وقتی خرما در دهان علی نهادم شنیدم که خداوند از روی عرش صدا می زند:« علی جان نوش جانت ، گوارای وجودت.»به اشتیاق شنیدن صوت حق خرمای دوم در دهان علی نهادم باز هم خداوند از روی عرش ندا زد که:«هنیأ مرئیاً لک یا علی.» یعنی نوش جانت ، گوارای وجودت علی جان.به احترام صوت حق از جا برخاستم و خرمای سوم در دهان علی نهادم ، شنیدم که باز خداوند همان جمله را تکرار کرد و سپس به من فرمود:« یا رسول الله بعزت و جلالم قسم اگر تا صبح قیامت خرما در دهان علی بگذاری من خدا هم می گویم علی جانم نوش جانت ، گوارای وجودت.»)

بر محمد و خاندان پاک محمد صلوات  

ادامه مطلب »

سلطان القراء

فرازی جاودانه از تلاوت سوره بلد 

استاد عبدالباسط

فقط تماشا کنید که چقدر بالا میخونه«با اکتاو 3 صدا میخوانند»..

چقدر صوت ایشون محشر و ملکوتی است..

تحریر های ریز و فنی و شکست صوتی خصوصا در«عینین»

آیه8


مواظب حنجره خود باشید..
دریافت

ادامه مطلب »

عجایب خلقت

کلیپ تصویری

عجایب بدن انسان و فواید قرائت نماز:




مدت زمان: 2 دقیقه 13 ثانیه 

ادامه مطلب »

کلمه طیبه در قرآن کریم

فرازی از تلاوت سوره ابراهیم استاد عبدالباسط

خداوند کلمه طیبه و کلمه خبیثه را با مثال برای ما و مردم توضیح داده و معرفی می کند..

همراه می شویم این آیات را با نوای خاشعانه استاد عبدالباسط محمد عبدالصمد

به معنای آیات حتما توجه کنید که چگونه استاد طبق معنای آیات تلاوت می کنند.




مدت زمان: 2 دقیقه 48 ثانیه

ادامه مطلب »

والفجر

تلاوت سوره فجر استاد مصطفی اسماعیل(اکبرالقراء)

مقطعی نادر از این سوره

تقدیم شما



ادامه مطلب »

امیرالنغمات

مقام چهارگاه از ملک القراء،امیرالنغمات،استاد شحات انور

از قرار تا جواب جواب مقام؛

به عبارت«ربنا انزل علینا مائده من السماء تکون لنا عیدا»توجه کنید که چقدر استاد قوی با پرده صوتی بالا می خوانند.خصوصا کلمه ی مائده روی«ما»..

3:12 پس از باز شدن موسیقی..



 

ادامه مطلب »

محمد احمد شبیب

صفحه 467 آخر سوره زمر و وصل به ابتدای سوره غافر..

فرازی از تلاوت استاد محمد احمد شبیب«قطعه ای هم فنی هم روحانی و معنوی»

مقام:بیات محیر-شاخه ی بیات نوا+بیات حسینی

دریافت
حجم: 1.03 مگابایت

ادامه مطلب »

نهاوند کرد با نوای شهیدالقراء

مقطعی متمایز و فوق الوصف از شهیدالقراء،امیرالقراء،استاد محمد صدیق منشاوی

تلاوت سوره انفال(استاد منشاوی)

آیه47سوره الانفال



ادامه مطلب »

#خشونت علیه زنان


۶۶٪ از زنان ایرانی تحت خشونت خانگی بوده اند. از این تعداد ۳۸٪ تحت خشونت فیزیکی اند؛ یعنی از هر ۱۰ زن خشونت‌دیده، تقریباً ۴ نفر، کتک می‌خورند. بخشی از زنان، از تحصیل٬ اشتغال٬ خروج از کشور٬ تصمیم برای زمان و تعداد فرزندآوری و تعاملات اجتماعی حتی با خانواده خود، محروم می شوند. بخشی از آنها تحت خشونت اقتصادی اند یعنی حتی از درآمدی که خودشان به دست می آورند هم ممکن است محروم باشند. نزدیک به ۵۳٪ از این زنان تحت خشونت کلامی از قبیل فحاشی، ایرادگیری از ظاهر، عیب‌جویی و غیره هستند. از هر ۱۰ زن خشونت دیده، حداقل یک زن تحت خشونت جنسی است. این آمار جدای از «تجاوز زناشویی» است.

ادامه مطلب »

کلافگی

میدانی این روزها غمی عظیم روی دلم سنگینی میکند

انقدر حجم غم و اندوهم عظیم است که هر لحظه چیزی درون وجودم تکرارشود و من حقیرتر ازهمیشه گوشه ای بشینم و نگاه بی روحم را درون چشم های زشت دخترک در ایینه بندازم و او موهایش را شانه کند و من هی با چشم هایم به صورتش پوزخند بزنم و دهن کجی کنم..

حرفم را ادامه نمیدهم نگاهش میکنم که چیزی از حرف هایم نمیفهمد و با تعجب به ترشحات مغز من گوش میدهد شایدهم فکرمیکند داشتم بلند بلند فکر میکردم ولی نه تنها او بلکه هیچکس نمیفهمد انقدر درون خودم ریخته ام که مثل اتشفشان درونم زنده شده اند و روحم را به بازی گرفته اند.

با حرص نگاهش میکنم که سرش را به معنای تفهیم تکان میدهد و میگوید چه شده است؟

با حرص پایم را روی زمین میکوبم و در دل او را کنار بقیه ادمها میگذارم.

لبانم کش می ایند و میگویم هیچ..

اوهم برای ارضای کنجکاوی اش هی تلاش میکند و جمله مسخره چه چیزی شده است را بر زبان می اورد.

و من از او بیشترکلافه میشوم از کلافگی زیاد چشم هایم پر از اشک میشود که با تعجب بیشتری میگوید: چه شده است؟ گریه ام شدید تر میشود و او بی حرکت با دست هایی که در هوا خشک شده اند مرا نگاه میکند..میدانید از ادمهایی که حرفایت را نمیفهمند و درون حرف هایت دنبال اتفاقی از زندگی ات هستند تا با ان برایت هم دردی کنند یا ثابت کنند از توبدبخت ترند یا دلسوزی کنند بدم می اید..از ادمهایی که به عمق حرف هایت توجه نمیکنند و دوست دارند کنجکاوی خودشان را ارضا کنند بدم می اید..ولی بدون گفتن این حرف ها با جیغ بلندی میگویم: ولم کن..

گوشه ای مینشینم و پاهایم را به اغوش میگیریم و فکر میکنم چقد این روزها تحمل ادمها گاها برایم سخت میشود اینکه سرکلاس مجبورباشم وز وز صدای جیغ و دخترانه ای را زیر گوشم تحمل کنم سخت است..اینکه سرسفره حرف های پدر را بشنوم برایم سخت است..اینکه درون مجازی حرف های چرت چند نفر را گوش کنم برایم سخت است.. انگار ادمها روی مغزم راه می روند و من هم نمیتوانم پاهایشان را قلم کنم برایم درد اورست..اینکه هر روز به چند نفرشان میگویم:روی مغزم داری راه میروی بدون اینکه فکر من باشد سریع خودش را چس میکند وناراحت میشود بدم می اید اذیتم میکند ادمها ازارم میدهند من هم انهارا ازار میدهم اذیت میکنم ..کاش میشد من و ادمها دست از سرهم برداریم و انگار از اول مایی در زندگی هم نبوده است..این ادمهارا نمیتوانم حذف کنم این نتوانستن از ناتوانی است که دوستشان دارم ولی حوصله هیچکدامشان را ندارم و دوست دارم پشت به همه ادمها دور ترین نقطه دنیا تک تنها بنشینم و هیچ یک از دوست داشتنی هایم را کنارم نداشته باشم..

از ادمها به ستوه امده ام از دردهای درونم به ستوه امده ام از نگفتنی هایم به ستوه امده ام..این روزها با عجز و ناتوانی به ادمها برمیگردم و میگویم: کمی حوالی من مهربانتر باشید 

ولی انها حتی غم درون چشم هایم را نمیبینند من چطور از انها توقع مهربانی دارم؟

از اینکه دستم به قلم برود هم خسته ام از اینکه چندتا واڗه را پشت سرهم ردیف کنم و اخر سر کسی بگوید:اه چه زیبا..یا دیگری بگوید:میفهمم..از این حرف های مسخره هم خسته شده ام..

نمیدانم دلم چه میخواهد ..دل بهانه گیرم که این روزها هی سرکوبش میکنم چه میخواهد..ولی حس میکنم کلبه ای وسط جنگل مرا بس باشد

ادامه مطلب »

..

توهرچیزی که بیشترسعی میکنم کمتر موفقم..

-حتی توی مردن

ادامه مطلب »

#رستنی ها کم نیست



- هرچی بیشترفکرمیکنم بیشتر به این نتیجه میرسم هیچی درست نمیشه..
+گفتنی ها کم نیست..منو توکم بودیم

ادامه مطلب »

وبلاگ

اونقدر به ننوشتن اینجا عادت کردم که کلی موضوع توذهنم هست و دست دلم به سمت قلم نمیره و انگارهمه چی خاک خورده شده اینجا!

-حالتون خوبه؟چه خبرا؟


ادامه مطلب »

نفسم را میگیرند و ..


بهش میگم: این روزا ادما دست به دست هم دادن تا اذیتم کنن انگار همشون طبق یه قانون نانوشته قرارگذاشتن تا نابودم کنن ادمایی که دوسشون دارم..ادمایی که دوسشون ندارم..ادمایی که دوسم دارن..ادمایی که دوسم ندارن.. ادمایی که نیستن..ادمایی که هستن..همه به طریقی میان و زهرخودشونو میریزن میرن..همه میان و منو ذره ذره اب میکنن میرن..همه میان خنجرشونو توقلبم فرو میکنن میرن..همه میان نابودم میکنن میرن..همه میانو منو میکشن میرن..میام بازم بهش بگم: میام از تموم دنیا پیشش گله کنم.. میام اشکامو روی شونه هاش بریزم..میام تموم نامردی های ادمارو پیشش حرف بزنم..میام براش تلخی روزام بگم..تامیام لبامو ازهم باز کنم میبینم اونم منو کشته و رفته..


ادامه مطلب »

#متفاوت


پنجره بازِ ولی این بار برخلاف همیشه صدای هوهوی باد نمیاد و پرده توی هوا تاب نمیخوره تا فضارو وحشتناک تراز قبل کنه..


صدای شکستن ظروف خونه  هم دیگه نمیاد تا باتصور جن و پری خودمونو توی پتو جمع کنیم..


درختا هم خشک شدن و دیگه پشت شیشه سایه نمیندازن تا از ترس خودمونو توبغل کسی له کنیم..


تمام کامیون های شهرهم توی تصادفی نابودشدن  و دیگه ماشین سنگینی از خیابون رد نمیشه که نصف شب از خواب بپریم و کمی فحش بدهیم..


دزدای شهر هم  گوشه ای لش کرده ان و چیپس وماست موسیرمیخورن حتی دیگر کسی حال دزدی کردن هم نداره..


چوپان دورغگو..شنگول منگول..شنل قرمزی..کدو قلقله زن..دست به اعتصاب زده ان و بچه ها شبها شونو توی استیکربازی های تلگرامی میگذرونن


روابط عاشقانه مون اخرش به مطب های زیر زمینی سقط جنین کشیده میشه..


توی کوچه های مون دیگه صدای جیغ داد بچه ها نمیاد به جاش صدای ماشینای اژیرکشیده گشت میاد تا حواسمون باشه یه چیزایی مصونیت  نه محدودیت..


دیگه مثل بچگیامون صدای خنده هامون با پسرا و دخترای فامیل گوش اسمونو کر نمیکنه چون به جاش باید متین اروم بخندیم تا نگاه جنسیتی بهمون نشه..


دیگه وقتی موهامونو میبافیم باباهامون فقط حواسشون پی این میره که اینطوری بیرون نریم و موهامونو زیر چند لایه پارچه قایم کنیم تا دو روز دیگه بی ابرویی به بار نیاریم..


دیگه حرف های مادر دختری مون فقط پی نصیحت میره که سنگین رنگین باشیم تا دو روز دیگه یکی بیاد بگیرتمون..


دیگه واسمون خیلی چیزا معنی نداره چون هرچی بیشتر واسه برابری جیغ داد کنیم با برچسب فمنسیم به سخره مون میگیرن..


دیگه حتی واسه نوع پوششمونم اختیاری نداریم چون ماها حتی تارهای موهامونم اتش جهنمو میخرن..


دیگه حتی دخترای سرزمینمونم از بدن خودشون خجالت میکشن و حرف زدن راجب بدن هاشون بی حیایی به بار میاره واسشون..


 و ته همه ی دوستیامون فقط به یه واژه میرسیم "***"


خیلی از دیگه های دیگه هم برامون برچسب نباید میخورن..چون قبل از ادم بودن ماها ناموسیم..


-فارغ از هرجنسیتی اول همگی انسانیم..

ادامه مطلب »

چیزی به اسم آبرو


روزی که قرار است دیگر غده های سرطانی چرکین را در گلویم احساس نکنم و دیگر اشک هایم در زیر خروارها غم و اندوه ریزان گونه هایم نشوند به پدرم خواهم گفت‌:حال سالهاست در میان این مردم ابرو داری کرده ای و نگذاشته ای ذره ای از ابرویت بریزد..نگذاشتی پسرت لبان دختری را ببوسد و جوانی کند..نگذاشتی دخترت در خیابان های شهر قهقهه بزند و دستان کسی را که دوست دارد محکم تربگیرد..به او خواهم گفت:بعد از این همه سال ابروداری و کاشتن غم هایی به نام ابرو در کاسه چشمان فرزندانت حال تو یک اب نریخته شده داری و سری بلند که میتوانی با افتخاربگویی: دخترم نه افتاب را دیده است نه مهتاب..صدایش را کسی نشنیده است و تا به حال دست مردی به تن و بدنش نخورده است میتوانی بگویی: صدای خنده اش را من نیز نشنیده ام..میتوانی بگویی: انقدر دم از محرم ونامحرم شرم حیا عرف زده ام که اغوش خودم نیزبرایش حرام شده است..ولی نمیتوانی بگویی:دخترم سالهای نوجوانی اش را باشادی یادمیکند و از محدودیت ها نمینالد نمیتوانی بگویی: دخترم عاشقی کردن را بلداست و ضعیف بارش نیاورده ام..اری پدر میتوانی بگویی:پسرت جوان سالمیست و تا به حال دلش برای دختری نلرزیده است..میتوانی بگویی پسرت را مرد بار اورده و روی پای خودش..ولی هیچوقت نمیتوانی بگویی: پسرم جوانی اش را در حسرت بغل کردن دختر ارزوهایش نگذاراند..نمیتوانی بگویی: عاشقی کردن را یاد فرزندانم داده ام و گفته ام چه چیز درست است و چه چیز غلط..میتوانی با افتخارسرت را بالاتربگیری و بگویی‌:اری ولی دخترم را انقدر محدود کزدم تا کسی متوجه حضورش هم نباشد میتوانی بگویی: انقدر در میان چهاردیواری خانه بود و نزاشتم کسی صدایش را بشنود که خود من نیز اشک هایش را ندیدم..اری پدر روزی که مرا درزیر خروارها خاک دفن کردی میتوانی سرت را بالابگیری و از خنده هایی که نکردم..ارزوهایی که رویا ماند..غم هایی که قطره قطره شد و ازپلکانم گریخت..و موهایی که باد هیچوقت به رقصشان در نیاورد..و فریادی که زیر اب خفه شد..برای مردم تعریف کنی و تحسینت کنند برای ابروی داشته ات..

ادامه مطلب »