پیروزی چشمگیر جدایی‌طلبان در انتخابات پارلمانی کاتالونیا

ماهین نیوز :

انتخابات زودرس در منطقه کاتالونیا برگزار شد و اکثریت رأی‌دهندگان به تشکل‌های جدایی‌طلب رأی دادند. کارلس پوجدمون، رئیس دولت پیشین و نامزد اصلی استقلال‌طلبان در تبعیدی خودخواسته در بلژیک به سر می‌برد.

ادامه مطلب

ادامه مطلب »

چند دسته مرد

اول : مردهایی که هیچ وقت دست خالی نمیان خونه و کمترین چیزی که همراهشون هست یا لبخند زیباست که هدیه به خانمشون میکنن.

دوم : مردهایی که ممکنه اول کار لبخند نزنن اما بعد از اینکه لباسشون رو عوض کردن یادشون میاد که باید باید لبخند بزنن.

سوم : مردهایی که بعد نیم ساعت که رسیدن خونه یادشون میاد که دست خالی هستند و حتی یه لبخند و یه احوالپرسی ساده هم نکردند. اما دیگه حاضر نیستند جبران کنند و بیخیال همه چی میشن.

چهارم : مردهایی که همیشه یادشون میره دست پر بیان خونه و هیچ وقت هم نباید ازشون انتظار داشته باشید که حالتون رو بپرسن و بهتون لبخند بزنن.

یه دسته ای هم هستند که بهشون میگن دسته پنجم. مثل همون ستون پنجم که باید همیشه ازشون ترسید.

ادامه مطلب »

استفاده ابوظبی از افسران سابق سیا

فارین پالیسی افشا کرد؛

امارات با استفاده از افسران سابق سیا، در حال ایجاد امپراطوری جاسوسی در خلیج فارس است

امارات با استفاده از افسران سابق سیا، در حال ایجاد امپراطوری جاسوسی در خلیج فارس است

 جمعه 1 دی 1396 - 18:08







ماهبین نیوز : یک رسانه آمریکایی در خبری اختصاصی گزارش داده که امارات عربی متحده برای ایجاد یک امپراطوری جاسوسی در خلیج فارس، در حال پرداخت پول به افسران سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا(سیا) است.

ادامه مطلب

ادامه مطلب »

امارات ورود زنان تونسی به این کشور را ممنوع کرد

شرکت هواپیمایی امارات در تونس امروز جمعه اعلام کرد بر اساس بخشنامه ای جدید ،زنان تونسی حق سفر به امارات و همچنین حق سفر به کشورهای دیگر از طریق امارات را ندارند.

ادامه مطلب »

صد روز خوشحالي مريم – روز صدم | سي ام آذر

شب يلدا .


 


اتفاق : { حادثه ، پيش آمد ، تصادف ، واقع شدن کاري بي سبب . }


از خوب ِ حادثه شيفته ي اتفاق ها هستم . شيداي ِ [وقوع بي سبب کاري] در دل زندگي ام . اتفاق يعني پيش آمد ، يعني همين مصادف شدن صدمين روز از شادي هايم با بلندترين چادر سياه ِ ماه ِ آذر . گذاشتم سپيدي صبح چشم بگشايد و يلدا را راهيِ همان راهي کنم که خوشحالي ها را ، سپس قلم و کاغذ بگشايم . از جهتِ صبحِ صادق ندمد تا شبِ يلدا نرود ...


حواليِ پنج و سي دقيقه عصر ديروز پا رها کردم در خلوتِ خيابانها و به پاييزي که گذشت فکر کردم ... نميتوانم بگويم متفاوت ترين پاييز 18 ساله ام بود اما پاييز متفاوتي بود . بيشتر از تمام مهر و آبانهاي سپري شده ، مهر و آبانِ بزرگ شدنم بود . ديروز در بلوک به کسي که «متاسف بود خاطرِ خوابگاهي بودن» گفته بودم به خوابگاه به چشم تجربه جديد زندگي نگاه کند . مثل سه ماه ِ زرد و نارنجي اي که محک ِ ليمويي رنگ ِ من بود . محک باورها و جهان بيني اي که چند سال در خانه براي خودم ديکته کرده بودم . گويي حالا بي سپر و نيزه ، عقايد و باورهايم در ميدان عمل ، تنها رها شده بودند . حالا پس از چند ماه ضد و نقيض ، سياه و سفيد ، اضطراب و آسودگي ، لبخند و تلخند ، سبک و سنگين کردن افکار گذشته ، تناقض تناقض تناقض ... باثبات تر از هميشه انگشت در کيسه واژه ها کرده و براي اعترافات خودم کلمه ها را زير و رو ميکنم : چقدر دريچه ي جهان بيني ام را دوست دارم . / حالا پس از چند ماه تنها مواجه شدن با متروهاي عبوس ، دستانِ مرداني که در شلوغي ها بر تنم کشيده شد - مرداني که نه صورتشان بلکه سيرتشان آبله دارد ، جا ماندن از قطارها ، گم شدن در شهري که خيابانهايش را بلد نبودم ، زندگي کردن با آدمهايي که اختلال داشتند ، آدمهايي که حتي ذره اي شبيه ام نبودند ، قرار گرفتن در موضع شليک قضاوت ها و دخالت ها ، دخل و خرجي که بايد باهم ميخواند ، زمانهايي که داشت در جاده ها و ريل قطارها هدر ميرفت و بايد فکري به حالشان ميشد وَ وَ وَ ، به آينه که نگاه ميکنـم سرم بالاتر است و نگاهم خيلي خيلـي آرام تر . از تجربه هاي جديد زندگي ام چنان راضي ام که سبزه از باد بهاري .


الباقي سطور بماند براي دلم :


1. ... هيجان که باشد پيش کشم . در اين روزهاي تبدار و کشدار گاهي دستم را روي قلبم مي گذاشتم تا مطمئن شوم توي همين زندگيم و نه رويا و خيال . [ جمله اي از ماليخولياي محبوبِ من - بهترين کتاب پاييز 96 ]


2. ... دختر نقش اول فيلم که هميشه سعي در پوشاندن زخم کمر خود را داشت ، در سکانسي مجبور ميشود لباس رويي خود را در بياورد تا خياط سايز او را بگيرد ، با اينکار زخم او نمايان شد و دخترک معذب از آشکار شدن نقص تني خود بود . درحاليکه خياط حتي لحظه اي متوجه زخم او نشد و تنها مشغول کار خود بود . شکل ِ نقص هاي خود ِ ما که ... [ سکانسي از فيلم black swan - بهترين فيلم پاييز 96 ]


3. زرين [ بهترين آدمـي که هم اتاقي بودن با او در پاييز 96 نصيبم شد ]


4. سه شنبه هاي لعنتـي [ بهترين روز اين 12 هفته از پاييز 96 ]


5. کافه ژوآن [ بهترين کافه پاييز 96‌ ]


 


+ خداحافظ : )

ادامه مطلب »

یلداتون مووووووباااااارک ^___^

گفته بودم چقدر منزوی شدم [کلیک]، بخاطر همین اخلاق جدیدم هم دلم نمیخواد به هیچ عنوان بریم مهمونی و خوشحالم که جایی نمیریم و تو خونمون هستیم :) 

(یه چیزی رو تو پرانتز بگم، هوا خیلی خیلی خیلی آلوده شده بود و خداروشکر الان صدای قطره‌های بارون داره میاد.. :) خدا مرسی :) )

دلم میخواد تا آخر شب مادر و پدر گرام برنگردن و من واس خودم باشم :) 

لباسای قشنگی رو که خیلی وقته هیچ بهونه‌ای واس پوشیدنشون نیست رو پوشیدم :) موهایی که خیلی وقته بهونه‌ای واسه مدل دادنشون نیست و خوشگل بستم :) 

اگه تا آخر شب نیان کلی کار میتونم واس خودم تو تنهایی خودم بکنم :)) 

آهنگ بذارم و با کلی مسخره بازی برقصم.. :) پامو بندازم رو پامو و رو مبلا لم بدم و کانالا رو بالا پایین کنم و واس خودم هله هوله بخورم.. :) کلی عکس از خودم بگیرم و مسخره بازی درارم.. :) 

+ امیدوارم این یلدا، بهتریییین یلدای همتون در کنار بهتریناتون باشه ^___^ 

ادامه مطلب »